تبليغاتX
»--------مجرم عشق--»»

 

Image and video hosting by TinyPic

متن پست در حال ویرایش است..

+ نوشته شده در شنبه 20 مهر1387ساعت 2:16 بعد از ظهر توسط مجرم |


http://www.Mojrem.dom.irMojrem<br/><a href="http://i33.tinypic.com/2ymt0gm.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

روزگاری سرد است وخاموش....

در پی این جاده ها

نسیمی می وزد سوزناک....

آتشی شعله ور ساختم 

که گرم کند تنهایی ام را...

از قضا...

بر در بسته ی بختم

مهره ی ماری    آویختم...

هرکه از راه می رسید

می نواخت گیار غم را....

ولیکن   نیازم این نبود...

                                            پ.ن: تو را نیاز من بود...

آخر کسی نفهمید

این درد آشکار مرا...

+ نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 0:54 قبل از ظهر توسط مجرم |


 

Image and video hosting by TinyPic

 

دنياي من به روزايي ختم ميشه كه با تو بودم و هستم

ولي ياد اون لحظه هايي كه تو از من دور مي شدي

بد جوري عذابم ميده......

راستش..

ديگه از رنگ تنهايي خيلي بي زارم..!!

پس بزار آروم توي اين عشق غرق بشم...

 

 

حتما" ديدي وقتي تو ساحل بارون ميزنه...

دريا چه طوري بي تاب ميشه!!!

منم مثل اون دريا بي تابم و طوفاني....

تو هم مثه اون هواي باروني ..

منتظرم كه تو هم غرق بشي و عاشق

 سزاي من اشك عشقه...

    تو اين اتاق تاريك..

                                                          پی نوشت: دنياي من همينه

 

+ نوشته شده در شنبه 2 شهریور1387ساعت 11:14 قبل از ظهر توسط مجرم |


          

Image and video hosting by TinyPic

               

 

هی فلانی...

زندگی شاید همین باشد..

یک فریب ساده و کوچک

آن هم از دست عزیزی که تو

دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی

گمانم زندگی باید همین باشد...

زندگی یعنی زخم خوردن

آن هم از دست عزیزی که..

برایت هیچ کس چون او گرامی نیست

بی گمان...    .... باید همین باشد

+ نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 4:27 قبل از ظهر توسط مجرم |


  Image and video hosting by TinyPic

 

من گريه مي ريزم به پاي جاده ات، تا
آئينه کاري کرده باشم مقدمت را

اوّل ضمير غائب مفرد کجائي؟
اي پاسخ آدينه هاي پر معمّا


بي تو سروديم آنچه بايد مي سروديم
يعني در آورديم باباي غزل را

حتمّي ِ بي چون و چرای سبز برگرد...
راحت شويم از دست اما و اگرها

آب و هواي خيمه ي سبزت چگونه است؟
اينجا گهي سرد است و گاهي نيست گرما

بهر ظهور امروز هم روز بدي نيست
اي تکسوار جاده هاي رو به فردا

آقا، صداي پاي سبز مرکب توست
تنها جواب اينهمه "مي آيد آيا؟"

يک جمعه مي بينيد نگاه شرقي ِ من
خورشيد پيدا مي شود از غروب دنيا

آقا نماز جمعه ي اين هفته با تو
پاي برهنه آمدن تا کوفه با ما ......

 

+ نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387ساعت 6:7 بعد از ظهر توسط مجرم |


*